تؤافق شده است که نخستين نمايش رسمی تصاوير عکس‌برداری شده‌ی متحرک به کمک يک پروژکتور را به منزله‌ی لحظه‌ی زايش سينما به رسميت بشناسند. اين لحظه نيز مانند همه‌ی تحولات تاريخی – که به طور تدريجی ثبت شده‌اند – چيزی جبری در خود نهان دارد.

به اين ترتيب: با نخستين نمايش رسمی کينماتوگراف «لومی‌ير» در دسامبر 1895، تاريخ سينما به عنوان يک رسانه‌ی گروهی مستقل، و به مثابه‌ی يک زبان و نمايش نوين آغاز شد.

سال‌های مانده تا جنگ جهانی اول، در واقع زمينه‌ی بهره‌وری از امکانات عملی سينما، يعنی تکامل «کينماتوگراف» به «کينو» را فراهم آوردند.

در اين فاصله، از اين کشف نوين فنی و درخور توجه بازارهای مکاره، صنعتی جديد و هنری نو پديد آمد. فيلم زمانی به صورت هنر در آمد که توانست از مرحله‌ی بازسازی واقعيات و حرکات و روی‌دادهای زيبايی‌شناسانه و صحنه‌های از پيش آماده شده، فراتر رود، بی آن‌که طبيعت عکاسی خود را انکار کند. در واقع هنگامی فيلم به صورت هنر شکل گرفت که آموخت چگونه می‌تواند شیئی نمايش داده شده را به کمک عواملی که در طبيعتِ تصاوير متحرک نهفته است، تفسير کند: به وسيله‌ی گزينش و جابه‌جا کردن و تقطيع تصاوير و زوايا، به کمک تقسيم نور و سايه و حرکت اشيا و دوربين فيلم‌برداری، و به کمک برش. از همين نخستين آزمايش‌ها بود که در آغاز جابه‌جايی قرن، زبان سينما پيوسته سيری تکاملی پيمود تا اين‌که در آثار اصلی «ديويد. و. گريفيث» امريکايی، برای اولين بار شکل هنری خود را به دست آورد.

زبان سينما در تأثير متقابل با صنعت سينما، توانست گسترش يابد: به همان اندازه که سرمايه‌گذاران زيرک، سينما را به صورت وسيله‌ای برای سرگرمی توده‌ها درآوردند، به همان اندازه نيز کارگردانان می‌کوشيدند امکانات بيانی آن را دقيق‌تر سازند. مؤفقيت برخی شرکت‌ها در آغاز عصر سينما به اين بستگی داشت که کارگردان آن‌ها تا چه اندازه در استفاده از دستور زبان سينمايی توانايی دارد.

ساخت اقتصاد سينمايی زمانی قوام و دوام گرفت که توانست پس از توليد، نمايش و بازاريابی (يعنی پخش کردن)، به صورت يک تجارت درآيد. در همين حال گرايش‌های انحصارطلبانه نيز آشکار شدند، و مؤسسه‌هايی از هر سه رشته (توليد، نمايش، بازاريابی) کوشيدند نفوذ خود را در يکديگر گسترش دهند. سرانجام اقتصاد سینمايی به مقياس جهانی مؤفق به کسب قدرت شد و طی دهه‌های طولانی آن را حفظ کرد. در نتيجه‌ی جنگ جهانی اول، امريکا توانست سلطه‌ی خود را بر بازارهای فيلم هر دو نيم‌کره تحميل کند.

تاريخ سينمای هنری، اولريش گرگور . انو پاتالاس، هوشنگ طاهری، نشر ماهور