کارگردان: روبرتو روسلينی

روسلينی، رم شهر بیدفاع و نئورئاليسم ايتاليا
رم، شهر بیدفاع فيلم برجستهيی است دربارهی ايستادگی مردم ايتاليا در مقابل نازیها و بر اساس رویكردهای زمستان 1943 تا 1944 در رم ساخته شده است؛ زمانی كه آلمانها اعلام كردند درهای رم باز است. فيلم دربارهی رهبر كمونيست مبارزان زيرزمينی است كه در اقدامی متهورانه، هر چند بیثمر، در مقابل كشتار گشتاپو اشتباهاً خود و يارانش را به كشتن میدهد. روسلينی و همكارانش (سرجو آميدهيی، آنا مانيانی، الدو فابريتسی و فدريكو فلينی - كه عدهای از آنها در نيروهای مقاومت شركت فعال داشتند) داستان را از وسط اشغال نازیها آغاز میكنند. فيلمبرداری تنها يک هفته پس از آزادسازی رم آغاز شد. چون مجتمع چينهچيتا بر اثر بمباران متفقين ويران شده بود، در سراسر فيلم تنها دو صحنه در استوديو گرفته شد و بقيهی فيلم درخيابانها و مكانهايی فيلمبرداری شد كه حوادث در آنها اتفاق افتاده بودند. روسلينی برای سرعت در كار اين فيلم را به صورت صامت گرفت و پس از تدوين با صدای همان بازيگران دوبله كرد. از آنجا كه فيلمهای خام موجود كيفيت نازلی داشتند (روسلينی فيلمهای مورد نيازش را خردخرد از عكاسیهای خيابانی خريده و به صورت حلقه آنها را به هم چسبانده بود)، فيلم تمام شده به حلقههای خبری آن دوره شباهت دارد؛ به همين دليل عدهای از تماشاگران هنگام پخش فيلم در 1945 گمان كردند صحنههای مستندی از وقايع اصلی را تماشا می كنند و حيرت كردند چگونه روسلينی اجازه يافته، در حالی كه آلمانها هنوز در رم بودند، اين همه خشونت و سبعيت را فيلمبرداری كند. آنها همچنين از هوشمندی، امانت و مهارت تكنيكی فيلم در شگفت شدند؛ زيرا تا جايی كه تماشاگران میدانستند چنين كيفيتی درسينما از 1922، با ظهور فاشيسم، در سينمای ايتاليا مشاهده نشده بود.
فيلم روسلينی الگوی نئورئاليسم قرار گرفت و استانداردهای فيلمهای پس از خود را تعيين كرد - انتخاب ظاهری مستند كه از طريق فيلمبرداری در مكانهای اصلی، صداگذاری پس از توليد، تلفيق بازيگران حرفهيی (مانيانی و فابريتسی) با مردم عادی، پرداختن به تجربههای ملی معاصر (يا حداقل تاريخ اخير ايتاليا)،گرايش به مسائل اجتماعی و نگاه انسانی، و بالاتر از همه، آنچه پنهلوپه هوستن آن را «گرايش به مسائل مبتلا به» به منظور اعادهی وجههی ملی مردم ايتاليا ناميده است.
هنگامی كه روسلينی در سوم ژوئن 1977 درگذشت، در حال آماده كردن يک بايوپيک (فيلم –زندگینامه) دربارهی كارل ماركس بود و تازه فيلمنامهی آن را به پايان رسانده بود. روسلينی در فيلمهای دههی 1950 خود به استاد نماهای طولانی و عدسیهای زوم پنسينور مشهور بود و همچنين نفوذ زيادی بر كارگردانهای جوان موج نوی فرانسه و نهضت سينما - حقيقت داشت.
مختصری از تاريخ سينمای جهان، ديويد. ا. كوک، ترجمهی هوشنگ آزادیور