بسيار سفر بايد...

 

نقد و بررسی کتاب «بهترين سال زندگی‌ام»، نوشته‌ی «پل ترو»

 

خبر وحشتناکی شنيدم درست وقتی تمام خانواده دور ميز آشپزخانه...

اين شروع داستان است. نوجوانی 19 ساله مرتکب اشتباهی می‌شود. او با دختری بزرگ‌تر از خود رابطه‌ی دوستی برقرار می کند؛ دختر باردار می‌شود و از او می‌خواهد همراهی‌اش کند تا کودک به دنيا بيايد و تمام اين‌ها بايد بدون اطلاع خانواده باشد. در انتها کودک به دنيا می‌آيد و او را به يک خانواده‌ی متمول می‌سپارند.

 

داستان پل ترو يک‌خطی است و افت و خيز چندانی ندارد. بيش‌تر به سفرنامه می‌ماند. پل ترو بيشتر عمر خود را در سفر گذرانده و کتاب‌های زيادی از سفرهايش به ژاپن، خاورميانه، چين، اروپا، آمريکای لاتين و آمريکا نوشته است؛ البته شايد يکی از علل سفرهای زياد او چندنژادی بودنش باشد: او از پدری فرانسوی-کانادايی و مادری ايتاليايی، در آمريکا به دنيا آمده است.

 

البته بهترين سال... بيش‌تر يک داستان نسبتاً کوتاه است و تنها يک سفرنامه نيست. يکی از مايه‌های جالب کتاب، هويت است. قهرمان داستان ما هميشه به اين فکر می‌کند که در آن دوره چند نقاب بر چهره دارد و چند شخصيت را با هم زندگی می‌کند.

 

ترو زندگی در آمريکا را نيز به نقد می‌کشد‌. او در جايی از داستان در مورد زندگی در پورتوريکو چنان صحبت می‌کند که انگار زندگی در نهايت آرامش پيش می‌رود. ترو به نقد سياست نيز می‌پردازد و از ترور تروخيو و جشن و پايکوبی مردم سخن می‌گويد.

 

داستان خطی ترو خيلی خوب تمام می‌شود و خواننده را راضی می‌کند؛ چون او نسبت به وقتی که صرف کرده داستان خوبی خوانده است.  

ممنون از نشر «نيلا» به خاطر چاپ اين کتاب.