فيلم: مُنشی (استيون شِينبرگ)

منشی مخصوص من
نقد و بررسی فيلم «منشی» ساختهی استيون شِينبرگ
دختر مازوخيستی که تازه از بيمارستان روانی مرخص شده است به خانه برمیگردد و در آنجا با دعوای پدر الکلی و مادرش روبهرو میشود؛ او دوباره خودآزاری را شروع میکند تا اينکه به طور اتفاقی آگهی روزنامه او را به عنوان منشی وارد دفتری میکند که مدير آن يک وکيل مبتلا به ساديسم است. در حالی که دختر تصور میکند مکمّل خود را پيدا کردهاست، مدير او را اخراج میکند؛ اما در نهايت دختر پس از يک امتحان سخت با او ازدواج میکند.
فيلم، مازوخيسم را به صورت يک بيماری روانی به تماشاگر نشان میدهد ولی در ادامه به تماشاگر میفهماند که بايد اين عقدهی روانی را بپذيرد و با آن کنار بيايد.
فيلم با روايت طنزگونهاش نتوانسته مطالب جدی خود را به تماشاگر منتقل کند. رابطهی منشی و مدير خيلی سطحی و ناپخته بيان میشود و همچنين رابطهی منشی با پيتر دوست دوران بچهگیاش نيز خيلی جنسی و بیمحتوا مینمايد. با اينکه بازيگر زن فيلم پس ازاين نقش تبديل به بازيگری مطرح شد ولی همدردی تماشاگر را با مازوخيسم وجودش برنمیانگيزد؛ اما به هر حال جای تقدير است که بالاخره فيلمی به ساديسم و مازوخيسم پرداخته است؛ البته چهقدر خوب بود که يک کارگردان حرفهای به اين موضوع میپرداخت. بايد منتظر ماند!