احيای سينما

 

جفری ناول-اسميت

 

از دهه‌ی 1960 گاه‌گاه و در جاهای مختلف اين احساس پيش آمده‌است که سينما رو به افولی بازگشت‌ناپذير است. و اين احساس را شواهدی چون کاهش تماشاگر، فقدان تنوع در فيلم‌های ساخته شده، و – از همه مهم‌تر – صحنه‌های غم‌انگيز ويران‌کردن سينماهای عظيم سابق است. مسأله‌ی ديگری که چندان مشهود نيست ولی به همان اندازه ناراحت کننده است، وجود اين احساس است که سينما مرکزيت خود را از دست داده است، به خصوص در اروپا، و سنگر را به ديگر وسايل ارتباط جمعی و صورت‌های فرهنگی تحويل داده است.

 

با اين وجود بررسی دقيق‌تر نشان می‌دهد که افول سينما چه به لحاظ کمی و چه کيفی فقط ظاهری است. سينما تغيير کرده است. ويژگی سينما دگرگون شده است، محل آن جابه‌جا شده است. سينما که تازه صدمين سال تولد خود را پشت سر گذاشته است، بسيار سرزنده‌تر وارد دومين سده‌ی حيات خود می‌شود. در خلال اين سده‌ی دوم بی‌ترديد سينما بسيار متفاوت خواهد بود؛ زيرا محيط پيرامون آن – تلويزيون، ويدئو و شکل‌های در حال ظهور چندرسانه‌ای – نيز در حال دگرگونی‌ است. ترديدی نيست که در آينده‌ی قابل پيش‌بينی سينما به حيات خود ادامه می‌دهد و به مثابه‌ی رسانه‌ی هنرين و سرگرم‌کننده‌ی متمايزی پيش می‌رود و مخاطبان را، در معرض تجربه‌هايی قرار می‌دهد که ديگر شکل‌های رسانه‌ای قادر به آن نيستند.

 

مرز سينما کجاست؟ تا کجا را سينما تلقی کنيم و از آن پس را چيز ديگری؟ می‌توان گفت که تماشای فيلم بر رودی پرده‌ی کوچک اصلاً سينما نيست و فيلم‌سازی به منظور نمايش روی پرده‌ی کوچک، خود افول فيلم است؛ هر چند، در واقع سينما به مفهوم ناب کلمه همان تجربه‌‌ی تصويرهای متحرک است؛ حتی در جهان پيچيده‌ی سيستم‌های چندرسانه‌ای. نه ويدئو و نه تلويزيون هيچ يک بازار مستقل و خودکفايی برای فيلم‌های بلند نيستند. کماکان نسخه‌ی 35 ميلی‌متری، ضرورت هر فيلم درخور توجه و مهم است. در اين فضای تازه‌ای که پيش آمده‌است، ظهور تلويزيون دارای شفاقيت و وضوح بسيار زياد (High Definition TV)‌ را بايد به منزله‌ی بسط ارزش‌های سينما به دنيای تفريحات درون خانه دانست و نه خزش بيش‌تر تلويزيون به دنيای سينما. مرحله‌ی بعدی پيش‌رفت فن‌آوری، يعنی ديجيتالی‌شدن تصويرهای فيلم برای انتقال از طريق ارتباطات رايانه‌ای، دامنه‌ی ارتباط متقابل بين رسانه‌ای را افزايش می‌دهد، اما نقش سينما را به مثابه‌ی نقطه‌ی کانونی و مقياس استانداردی که تصاوير متحرک با آن سنجيده می‌شوند، زير سؤال نمی‌برد.

 

با وجود لختی مکث و بررسی به نظر می‌رسد سينما بيش‌تر و بيش‌تر شکل هرمی را پيدا می‌کند که دارای قاعده‌ی بسيار گسترده‌ای، يعنی در واقع همان انبوه فيلم‌هايی که می‌توان آن‌ها را از طريق تلويزيون يا ويدئو تماشا کرد، و رأس باريکی است که از اندک فيلم‌هايی تشکليل شده است که امروز به مفهوم واقعی کلمه برای نمايش سالنی ارائه می‌شوند.

 

ترجمه‌ی فرزان سجودی