مردی برای تمام فصول

 

بررسی فيلم «فرويد: اميال پنهان»، ساخته‌ی «جان هيوستن»

 

از روزگاران قديم انديشه‌ی آدمی نسبت به خويش دست‌خوش سه تغيير بزرگ شده که همچون سه ضربه‌ی کوبنده بر فکر نادرست ما وارد آمده است: پيش از کوپرنيکِ ستاره‌شناس ما تصور می‌کرديم در مرکز کائنات قرار داريم و همه‌ی اجرام آسمانی گرد زمين ما می‌گردند. پيش از داروين، دانشمندِ جانورشناس، آدمی معتقد بود که موجودی است ممتاز و جدا از نسل حيوان. و پيش از فرويد، انسان عقيده داشت آنچه می‌گويد و می‌کند فقط نتيجه‌ی اراده‌ی هوشيار و خداداد اوست؛ اما اين روان‌شناسِ بزرگ وجود قسمت ديگری از ضمير ما را ثابت کرد که در پنهانی کامل فعاليت دارد و حتی می‌تواند بر زندگی ما فرمان‌روايی کند. اين داستان فرورفتن فرويد به اين نهان‌گاه است که چون دوزخ تيره و تار است. او به درون اين دوزخ که آن را ضمير ناخودآگاه ناميد رفت و آن را پرتو  افکند.

 

جملات آغازين فيلم به ما می‌گويد که شاهد چه چيزی خواهيم بود. جان هيوستن، فيلم‌ساز کهنه‌کار سينمای آمريکا، تصميم می‌گيرد که اين فيلم را بسازد و از ژان پل سارتر، فيلسوف بلندآوازه‌، دعوت به همکاری می‌کند. سارتر فيلمنامه‌ی بسيار قطوری را تحويل هيوستن می‌دهد؛ اما او بخش‌هايی از آن را تبديل به فيلم می‌کند؛ سارتر از فيلم کنار می‌کشد و حتی حاضر به درج نام خود در عنوان‌بندی نمی‌شود؛ اما آنچه مشهود است تاثير سارتر بر فيلمنامه است.

 

فرويد يکی از بزرگ‌ترين فلاسفه، پايه‌گذار روان‌کاوی نوين و جنجال‌برانگيزترين دانشمند تمام اعصار، زندگی بسيار جذابی نيز داشته است؛ اما سينما فيلمی درخور آن بزرگی نساخته بود؛ البته «فرويد: اميال پنهان» نيز چنين ادعايی ندارد اما فيلم بزرگی است. فيلم دوران آغازين تحقيقات و مبارزات فرويد را نشان می‌دهد. اين فيلم يک فيلم تاريخ‌نگارانه و يا يک بيوگرافی نيست؛ بلکه درک ما است از جهان فرويد؛ از تنهايی، کابوس، شک و ايمان او.

 

«مونتگومری کليف»، يکی از بهترين بازی‌هايش را ارائه می‌کند و در قالب فرويد شخصيتی متفاوت از خود بروز می‌دهد. کابوس‌ها از زيباترين لحظات فيلم است.

 

موسيقی فيلم با اينکه در برخی لحظه‌ها بر کار سنگينی می‌کند ولی در کل خوب از آب درآمده‌است.

 

فرويد:اميال پنهان، فيلم بزرگی است ولی نه در حد شخصيت فرويد. بايد صبر کرد و منتظر ماند. چقدر خوب بود اگر برناردو برتولوچی فيلم فرويد را می‌ساخت.