سينمای امريکا

 

پيش از جنگ جهانی اول امريکا هنوز از نظر اقتصادی مهم‌ترين کشور جهان نبود. شرکت‌های امريکايی توجه خود را بر پاسخ‌گويی به تقاضای رو به افزايش بازار داخلی متمرکز کرده بودند، نه بر نفوذ به بازارهای خارجی.

 

رونق نيکل ادئون‌ها

 

در سال 1905 در آمريکا هنوز بيش‌تر فيلم‌ها در تماشاخانه‌های وودويل، سالن‌های محلی و مکان‌های ديگر نشان داده می‌شدند. گرايش اصلی سينمای امريکا در طول سال‌های 1907 – 1905 افزايش سريع تعداد سالن‌های سينما بود. اين سالن‌ها سينما مغازه‌هايی بودند که معمولاً کم‌تر از دويست صندلی در آن‌ها نصب می‌شد. قيمت بليط ورودی يک سکه‌ی نيکل (ده سنتی) بود (از اين‌جاست اصطلاح «نيکل ادئون») برای برنامه‌ای که پانزده تا شصت دقيقه طول می‌کشيد.

 

در روزهای پيش از سال 1905، قيمت بليط سينما بيست و پنج سنت يا بيش‌تر بود – که برای بيش‌تر کارگران يقه‌آبی پول زيادی بود. اما نيکل ادئون‌ها راه توده‌های مردم را که بسياری‌شان از مهاجران بودند، به سينماها گشودند.

 

در زمان بروبروی نيکل ادئون‌ها بيش‌تر فيلم‌ها از خارج تهيه می‌شد. از آن‌جا که تعداد سينماها در ايالات متحده بسيار بيش از هر کشور ديگری بود، تعداد عظيمی از نسخه‌های يک فيلم را می‌شد به دفاتر «مبادله‌ی فيلم» آن کشور فروخت. چنين فروشی کمک می‌کرد صنعت سينمای انگستان سلامت اقتصادی خود را حفظ کند و صنايع سينمای ايتاليا و دانمارک به سرعت رشد کنند.

 

نيکل ادئون‌ها هم‌چنين به شروع فعاليت تعدادی از مهم‌ترين آدم‌های کسب و کار سينما ياری رساندند. برادران وارنر کار خود را به عنوان صاحبان نيکل ادئون شروع کردند. کارل لمن که بعدها شرکت «يونيورسال» را تأسيس کرد، نخستين نيکل ادئون خود را در سال 1906 در شيکاگو افتتاح کرد. لوييس ب. ماير که بعدها حرف اول نامش دومين «ام» شرکت «ام. جی. ام.» (MGM، مترو گلدوين ماير) شد، در هاورهيل ماساچوست سينمای کوچکی را اداره می‌کرد. از مديران اجرايی استوديو‌های ديگر نيز کسانی مانند آدولف زوکر (بعدها رئيس «پارامونت»)، ويليام فاکس (که بنيان‌گذار شرکتی شد که بعدها «فاکس قرن بيستم» نام گرفت) و مارکوس ليوو (که «ليوو» [شير]ش به علامت تجاری شرکت ام. جی. ام. بدل شد) کار خود را از اداره‌ی نيکل ادئون شروع کردند. اين مردان در دهه‌ی 1910 در خلق ساختار اساسی سيستم استوديويی هاليوود نقش بازی کردند.

 

تاريخ سينما، ديويد بوردول – کريستين تامسون، روبرت صافاريان، نشر مرکز