بياييد داستان شيرين زندگی را دنبال کنيم و به مرحله‌ی بعدی برسيم. بگذاريد ازدواج را که راه انسان غارنشين دوره‌ی ديرينه‌سنگی را از حيوان بوزينه‌ای نوع عالی جدا کرد، بررسی کنيم. ازدواج در ميان حيوانات به‌ويژه ميمون‌ها چه چيزی را در بر می‌گيرد؟

 

وقتی که يک زوج ميمونی به اوج شهوت برسند، جماع صورت می‌گيرد که بر اثر آن ماده آبستن می‌شود. پس از آبستنی، دوره‌ی آميزش جنسی به سر می‌رسد و از آن پس جاذبه‌ی جنسی ماده‌ی آبستن برای ديگر نرها از بين می‌رود؛ اما در مورد نری که از ماده کام گرفته است و مورد انتخاب او قرار گرفته و به او تسليم شده است، قضيه به گونه‌ی ديگری می‌باشد. با اطلاعاتی که در دست داريم، به سختی می‌توان گفت ميمون‌های عالی که هنوز درشرايط طبيعی به سر می‌برند، پس از آبستنی نيز جماع می‌کنند. رابطه‌ی ازدواج حيوانی بر اين واقعيت استوار است که نری که يک ماده را آبستن می‌کند با اين‌که آن ماده جاذبه‌اش را برای ديگر نرها از دست می‌دهد، باز ماده‌اش را رها نمی‌کند. واکنش ويژه‌ی زوج نر و ماده در برابر اين وضع تازه از وابستگی متقابل، گرايش نر به باقی‌ماندن در کنار ماده، نگاه‌داری و ياری‌کردن او، پاسداری و تغذيه‌ی او تشکيل می‌شود. اين‌ها هستند عوامل فطری‌ای که ازدواج حيوانی را می‌سازند. مرحله‌ی تازه‌ی زندگی، شامل يک نوع رفتار تازه است. و اين رفتار تابع پيوند جديدی در رشته‌ی غرايز حيوانی است.

 

اين وضع تازه را به خوبی می‌توان واکنش نکاحی خواند که متضاد با انگيزه‌ی جنسی است. وحدت حيوانی نه بر پايه‌ی سودای آزاد جنسی است و نه بر پايه‌ی حسادت جنسی استوار است و نه بر روح تصرف و تملک نر؛ اين اتحاد بر پايه‌ی يک گرايش فطری ويژه استوار است. همين که به جامعه‌ی انسانی می‌رسيم می‌بينيم که ماهيت روابط زناشويی آن‌ها يک‌سره با روابط زناشويی حيوانی متفاوت است. نخست اين‌که اتحاد جنسی ازدواج را فراهم نمی‌سازد. شکل ويژه‌ای از تأييد تشريفاتی برای رسميت ازدواج لازم است. در اين‌جا کار سازنده‌ای از فرهنگ دخالت می‌کند و رابطه‌ی ميان دو نفر از سوی مرجع تأييد‌کننده‌ای تأييد می‌شود. اين ارتباط، قدرتش را نه از غريزه، که از فشار اجتماعی می‌گيرد. بستگی تازه چيزی است فراتر و بالاتر از رابطه‌ی زيست‌شناسانه. تا اين عمل سازنده انجام نگرفته باشد و تا ازدواج شکل فرهنگيش را به خود نگرفته باشد، يک زن و مرد می‌توانند تا هر وقت که بخواهند با يکديگر آميزش کنند؛ ولی اين رابطه‌ی جنسی غير رسمی با ازدواج که اجتماعاً تأييد می‌شود، اساساً تفاوت دارد. از آن‌جا که در انسان هيچ نوع نظم فطری‌ای برای ازدواج وجود ندارد، رابطه‌ی جنسی غير رسمی، از جهت زيست‌شناسی تضمين‌شده نيست. رابطه‌ی جنسی تا جامعه آن را برقرار نکرده باشد، از سوی فرهنگ تأييد نمی‌شود. در واقع، در هر جامعه‌ی انسانی اگر يک زن و مرد بخواهند بدون کسب مجوز اجتماعی با يکديگر زندگی مشترک داشته باشند، به گونه‌ای شديد يا ضعيف از سوی جامعه مجازات می‌شوند. يک نيروی تازه يا يک عامل جديد برای تکميل نظم صرفاً غريزی حيوانی، دخالت می کند؛ يعنی دخالت عملی جامعه. و نيازی به افزودن اين نکته نيست که همين که اين تأييد به دست آمد و دو نفر با هم ازدواج کردند، آن‌ها بايد به اجبارهای بی‌شماری تن در دهند: اجبارهای جسمی، دينی، مليتی و اقتصادی‌ای که در اين ارتباط انسانی نهفته است.

 

ميل جنسی و فرونشانی آن در جوامع نامتمدن، نوشته‌ی برانيسلاو مالينوفسکی، ترجمه‌ی محسن ثلاثی